خرید بک لینک
همیشه تصورم این بود که هر وقت بخوام ازدواج کنم حتما میرم حرم و مولای رئوفمو دعوت میکنم . حالا که وقتش رسیده و من از روز ولادت مادر قدم به خانهی دیگری می گذارم وقت نکردم که برم و کارت دعوت رو بندازم توی ضریح ...

اما مطمئنم اون مولای رئوفی که من دارم قدمش رو روی دو چشمانم میگذاره و محفل ما رو متبرک میکنه...
برای بیگناه برگزارشدنش دعا کنید :'(

برچسب: نویسنده: سام فرهادی تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 2:33

دلم برای بخشهایی از گذشته ام تنگ شده، مثلا برای صفای باطن نوجوانیم برای نمرات ۲۰ دانشآموزیم ، برای کارهای فرهنگی جوانیم، برای ساخت کلیپ صوتی و یا تصویری حتی برای در کوچه دویدنهای کودکیم ...

برای همه ی اینها تنگ شده :'( دلم کمی گذشته میخواهد


+همانا انسان یک چیزیش میشه!









برچسب: نویسنده: سام فرهادی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 8:16

یک بنده خدایی قبلا برای قضا شدن نمازش گریه می کرد

الان برای رنگ یک وسیله


فاتحه بخونید براش، خیلی گناه داره!


برچسب: نویسنده: سام فرهادی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 8:16

هر چه به دنبال تاریخچه اش گشتم دیدم که ولنتاین هیچ سند محکم تاریخی نداره ، در واقع بهانه ای برای دوست دختر و دوستپسرها شده! که با اهدای چند خرس و قلب پارچه ای و مسخره مثلا به هم ابراز عشق کنند!

وگرنه برای هر انسان متاهل و متعهدی، هرروز روز عشق هست!

برچسب: نویسنده: سام فرهادی تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 12:05

صفحه بندی